دوشنبه حالم خوب بود. سهشنبه هم حالم خوب بود. چهارشنبه هم تا ناهار حالم خوب بود، سر ناهار همون روز بود که یههو همه روزمرگیهای کوچیک و قشنگم به باد رفت. معمولا، اگه قرار نباشه خانم هیمن برای یکی از اون بازدیدهای رسمیش بیاد سراغمون، ساعت دوازده و نیم که میشه همه چیز رو میذارم کنار و میگم خب دیگه ظهر شده. یه دستی به سروصورتم میکشم، یه چیزی میندازم رو دوشم و میرم توالت بخش قیمتگذاری... البته درستش اینه که برم توالت بخش بایگانی، ولی بهشونم گفتهم، کاسه توالت اونجا تله مرگه. دیگهم زنگ نمیزنم که بگم. «یه کم چسب بزن بهش.»
نظرات کاربران
0.0از ۵
بر اساس 0 نظر
خدمات و ارسال
ارسال سریعارسال به سراسر کشور در کمترین زمان
تضمین اصالت کالاکالاهای اورجینال و با گارانتی معتبر
بستهبندی مناسببستهبندی ایمن برای جلوگیری از آسیب