میدونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشتت میسپری؟ یه جورایی بهت خوشامد میگه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود میاومد. به زودی میتونستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم میرسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگر اونقدری بیرحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه.
نظرات کاربران
0.0از ۵
بر اساس 0 نظر
خدمات و ارسال
ارسال سریعارسال به سراسر کشور در کمترین زمان
تضمین اصالت کالاکالاهای اورجینال و با گارانتی معتبر
بستهبندی مناسببستهبندی ایمن برای جلوگیری از آسیب