درباره‌‌ی غنچه‌ها را بچین بچه‌ها را به گلوله ببند

هنگام سحر روستا به طرز مرگباري خاموش بود؛ نه خروسي مي‌خواند و نه حيواني عوعو مي‌كرد. آفتاب صبحگاهي به نرمي و سفيدي آرد، خانه‌هاي ساكن و سست، درخت‌ها، كوچه‌ها و دره عميق و گودي را كه احاطه‌شان كرده بود شستشو مي‌داد. مثل آبي پاكيزه روستا را مي‌شست و هيچ سايه‌اي پايين پاي ما، پسرهاي رها شده نمي‌انداخت.

آخرین محصولات مشاهده شده