دربارهی معامله ازدواج
من و جک، همه کارها را برعکس انجام داديم. روزي که مرا به دفترش کشاند، که اولين روز ديدارمان بود، پيشنهاد ازدواج داد. حتما فکر ميکنيد مردي مثل او، که شايد کمي بياحساس ولي بااينحال باز هم چشمگير و بسيار دستنيافتني به نظر ميرسد، فقط از عشق زندگياش تقاضاي ازدواج خواهد کرد، مگر نه؟ لابد فکر ميکنيد چنين مردي بايد ديوانهوار عاشق طرفش باشد. خب جواب منفي است. من کسي بودم که اين مرد به او پيشنهاد ازدواج داد. يعني آدمي مطلقا غريبه که حتي اسمش را هم نشنيده بودم. غريبهاي که فقط چند هفته قبل، نامزدش جوابش کرده بود. حتما فکر ميکنيد بعد از شنيدن پيشنهادش به رويش ميخندم، ميگويم که ديوانه، و چند لقب ديگر، است و بعدش فورا از آنجا دور ميشوم. خب راستش همه اين کارها را کردم… به جز قسمت دور شدنش. برايش فقط چند دقيقه طول کشيد تا مرا قانع به انجام يک معامله تجاري… خب، منظورم ازدواج است، کند و فقط چند روز زمان برد تا رسما با هم ازدواج کنيم.
كد كالا | 281386 |
زبان | فارسی |
نویسنده | الا میز |
مترجم | سودابه تصاعدیان |
سال چاپ | 1403 |
نوبت چاپ | 1 |
تعداد صفحات | 496 |
قطع | رقعی |
ابعاد | 14.3 * 21.5 * 3 |
نوع جلد | شومیز |
وزن | 464 |
تاکنون نظری ثبت نشده است.