درباره‌‌ی 5 نمایش‌نامه مدرن نو (نمایش‌نامه)

لابد ميشيما، اين شاعر و مرد نمايش، ابتدا حين بازخواني نمايش‌هاي نوي قديمي به‌نحوي اطمينان يافته که اين نمايشک‌هاي کهنِ کم‌بازيگر که گويا في‌نفسه از قاعده‌ سختگيرانه‌اي چون قاعده‌ وحدت‌هاي نمايش کلاسيک غربي پيروي مي‌کنند سزاوارِ اين‌اند که در زير لواي جامه‌ها و دکورهاي مدرن در لطف و شاعرانگي با نمايش‌هاي مذهبي قديمي برابري کنند و شاعر فقيد همه‌چيز را به‌گونه‌اي رقم زده است که پنداري پس‌آويزهاي پيش‌پاافتاده‌اي چون گردشگاه عمومي، آسايشگاه رواني يا دفتر شوراي دادرسي بر اين امر صحه مي‌گذارند. بي‌شک زنده کردن اثري هنري، سوا کردن آنچه از گزند ايام در امان مانده و بها دادن به آنچه دوام دارد و زدودن آن از مصالح مرده‌اي که عاقبت هر شاهکاري را -- مگر براي جماعتي فاضل و ويژه‌کار -- ثقيل مي‌کند همواره هدف پنهان نويسنده‌اي است که مسئوليت نوسازي نمايش قديمي و ارجمندي را به عهده مي‌گيرد، ولي به نظر مي‌رسد که رويکرد اديب ژاپني با رويکرد آن دسته از نويسندگان فرانسوي قرن بيستم که به کار تجديد نمايش‌هاي کهن مبادرت ورزيده‌اند تفاوت چشمگيري دارد. نزد ميشيما گويا قطراتي از نوشابه‌ کهن مخمرِ اکسيري شده که در ظروف تازه‌اي ريخته شده است و نوشيدن آن ابتدا جان نويسنده را به جنبش وامي‌دارد.

آخرین محصولات مشاهده شده