هاتفلوت: آه!نمایش شروع میشود.بیاین. دیگه بهتره شروع کنیم به کندن.آسپرا: بر فراز قله. رو به دریا. همونطور که دینگ وصیت کرد.اتولاین: جرمش سنگین نیست؟فلاتی: ورود غیرقانونی، خسارت به ملک خصوصی، تخریب مکان برجسته تاریخی، و بدتر از همه انتقال بافت پیکره - یا بهعبارتی دینگ بیچاره - در وضعیت روبهفساد بیماریزا، در وسیله نقلیه عمومی.هاتفلوت: اون که منجمد شده بود. برای سلامتی کسی خطری نداره. تا اینجا هم که تو صندق قرص و محکم اومد، اونقدر که بیکمک باربرا نمیشد حملش کرد.بیف: [گریز میزند] آه ای ایده عالی و قشنگ ساده کوتاه، به من الهام شو. بذر یه نمایشنامه باش. یه طرح.هاتفلوت: این باید یه نمایشنامه تحویل بده، به مهلتش چیزی نمونده.