٪10 تخفیف
رمان ایرانی
سال بلوا (رقعی)
معرفی محصول
((گفتم آب، و ساعت لنگریمان گفت: دنگ دنگ دنگ.))فاصلهها از میان برداشته شدهاند و حال و گذشته در هم آمیختهاند:حسینای مسحور شده با زلفی آشفته ایستاده است، اما نه بر پلههای شهرداری که در ذهن نوشافرین دکتر معصوم طناب دار حسینا را میبافد و با قنداق موزر به مغز نوشافرین میکوبد سرهنگ در پی پیمودن پلههای ترقی از شیراز به سنگسر میافتد ملکوم آلمانی در کار ساختن یک پل بزرگ از کوه پیغمبران به کافر قلعه است و سروان خسروی در پی آن است که همه کوچههای شهر به خیابان خسروی ختم شوند. اما همه یک داغ بر پیشانی دارند همان که سال بلوا را آغاز میکند. همان که همه ناچار به انتخابش بودهاند. و مقصر کیست وقتی بازی و بازیگر یگانه نیست؟
- نام محصول
- سال بلوا (رقعی)
- نویسنده
- عباس معروفی
- تعداد صفحات
- 344
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- نوبت چاپ
- 1405
- موضوع
- رمان ایرانی
- کد کالا
- 3930
- زبان
- فارسی
- طول
- 21.3
- عرض
- 14.3
- قطر
- 1.8
- نوبت چاپ
- 49
- کد موضوع
- 3/62فا8
((گفتم آب، و ساعت لنگریمان گفت: دنگ دنگ دنگ.))فاصلهها از میان برداشته شدهاند و حال و گذشته در هم آمیختهاند:حسینای مسحور شده با زلفی آشفته ایستاده است، اما نه بر پلههای شهرداری که در ذهن نوشافرین دکتر معصوم طناب دار حسینا را میبافد و با قنداق موزر به مغز نوشافرین میکوبد سرهنگ در پی پیمودن پلههای ترقی از شیراز به سنگسر میافتد ملکوم آلمانی در کار ساختن یک پل بزرگ از کوه پیغمبران به کافر قلعه است و سروان خسروی در پی آن است که همه کوچههای شهر به خیابان خسروی ختم شوند. اما همه یک داغ بر پیشانی دارند همان که سال بلوا را آغاز میکند. همان که همه ناچار به انتخابش بودهاند. و مقصر کیست وقتی بازی و بازیگر یگانه نیست؟
هنوز نظری برای این محصول ثبت نشده است.
از این ناشر
باهم بخوانیم
از این نویسنده
با هم بخوانیم
از این مترجم
با هم بخوانیم